السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
119
تفسير هدايت (فارسى)
رفته است . [ 16 ] و مورد ضرورى ديگر براى انفاق به درويش بسيار فقير است : « أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ - يا درويش خاكنشين . » كه فقر او را به خاك نشانده است . [ 17 ] آشكار است كه فك رقبة و اطعام دو مثل براى عبور از گردنه ( اقتحام العقبة ) است ، و اين كلمه عبور از هر گردنهء هواى نفس و مبارزهء با شهوات را شامل مىشود ، و بزرگترين عقبهاى كه آدمى به آن امتحان مىشود ، عقبهء تسليم شدن به حق است و به هر انسانى كه نمايندهء اين حق باشد ، همچون فرستادهء خدا و جانشينان او در اعصار ، پس هر كه رسول اللَّه و امامان هادى جانشين او را دوست بدارد ، اقتحام عقبه كرده است ، و گرنه به آتش افكنده خواهد شد ، و به همين جهت قرآن از اين طاعت با كلمهء « ثمّ » تعبير كرده و گفته است : « ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا - و سپس از كسانى باشد كه ايمان آوردهاند . » پس فاصلهء ميان فك رقبة و اطعام ، و ميان ايمان كامل به آنچه خدا فرو فرستاده و پيروى رسول اللَّه ، فاصلهاى دراز است ، و انسان پيوسته به عمل كردن به خيرات و مقاومت ورزيدن در برابر هواى نفس ادامه مىدهد تا آن گاه كه به تراز تسليم شدن به خدا و ايمان آوردن به رسالتهاى او ، و پيروى از پيامبر و جانشينان معصوم او برسد . شكيبايى در برابر ايمان منزلت سر را براى بدن دارد ، و بزرگتر از آن سفارش كردن ديگران به اين صبر و شكيبايى است كه قلهء تسليم به حق و خرسندى از پذيرفتن ناراحتيها در راه رسيدن به آن است ، و بزرگتر از صبر بخشندگى و مهربانى است ، گاه مىشود كه در ضمن دعوت كردن مردمان به نيكى از آنان آزار مىبينى و بر آن شكيبا مىمانى ، ولى دلت آكنده از خشم و كينه نسبت به ايشان است ، در صورتى كه مؤمن واقعى آن كس است كه همگان را بخشش و مهربانى او شامل مىشود ، حتى اگر دشمنان او باشند ، و بزرگتر از همهء اينها سفارش كردن ديگران / 124 به رحمت و مرحمت است و رواج دادن فرهنگ صبر و رحمت در اجتماع .